رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

جشن بای بای پوشک

1394/1/22 12:19
نویسنده : رومینا
702 بازدید
اشتراک گذاری

 رادوین نازم  دردونه مامان  همه زندگی ما شدی .بغل

صدای خنده ی رادوین  من احسان   رو روز به روز جوون تر و شاد تر میکنه .

تن صدای بچه گانه و زیباش و خنده ی ازته قلبش . همه همه برای من زندگی هست 

حساسیتش قهر کردنش ٬ آشتی کردنش ٬ بازی کردنش ٬ رابطه متفاوت پیدا کردنش در  برخورد با گروهای سنی و جنسیت های  مختلف 

پسرم به سنی رسیده که حضورش باعث میشه بیش از بیش فکر کنم 

عاشق کشف اطلاعات در رفتارهای پسرم هستم و پیدا کردن هزاران رموزی که در هیچ کتابی نوشته نشده و منحصر به فرد هست . عاشق به دست آوردن احساساتش هستم 

نازنین پسرم با من حرف میزنه . میگه چی میخواد . بد و خوب رو تشخیص میده .دست راست و چپ رو میشناسه . خوب گوش میده  .مطابق سنش  لجبازی میکنه . گاهی اوقات که خسته میشه  کمی  کلافه میکنه . 

ربیت نهال زندگیمون از همین الان ریشه میگیره . الان که کاملا میفهمه . خواسته های عاقلانه ی پدر و مادر فهمیده باعث میشه حس شخصیت  رو درش بالا ببریم  . خوب حرف زدن  . سلام کردن . پاسخ دادن .غذا خوردن و گفتن تشکر و ابراز عشق از ابزار این حس هست. میتونم بگم که سخت ترین کار  زندگی هست . گاهی اوقات که خودم حوشله ندارم و حالم خوش نیست  و رادوین   همش سوال میپرسه یا اینکه  لجبازی میکنه .... واقعا   اون لحظه نمیدونم چی کنم  

  

چهارشنبه شب   یه مهمونی کوچیک گرفتیم و دوستان اومدن خونمون . و برای رادوین جشن بای بای پوشکش رو گرفتم چون   از قبل برنامه ریزی نکرده بودم برای جشن همه چیز اتفاقی شد 

 

با کمک هم بادکنکها رو به سقف چسبوندیم و برام چسب جدا میکرد  و میداد میگفت اورین نومینا جون  بچسب باچچونک ها رو  

پشت صحنه 

تا 4 صبح همه دور هم بودیم  ولی رادوین من  ساعت 12 خوابید . 

رادوین روز مادر برای مامان رفعت دسته گل میبره 

و همگی ناهار رفتیم جاده الموت 

 

اراد جونم  عزیز عمه 

 

تو را به نگهبانی باغ دلم گماشته ام
بپذیر پسرم
بپذیر نفسم
وگرنه باغ پاییزی دلم در تکرار ثانیه ها  جان خواهد داد

 

 

 

پسندها (12)

نظرات (17)

مامان ela
22 فروردین 94 14:51
معلومه خیلی خوش گذشته الهی که همیشه خوش باشی عکسا هم حرف نداشت لذت بردم . ولی بعد عید آدم دپرس میشه نمیدونم چرا را وین خوشگل رو ببوس موهاشم کوتاه نکن رومینا جوون خیلی بهش میاد
رومینا
پاسخ
دقیقا عاطفه جون هوا بهاری طوری هست که ادم دوست نداره خونه بمونه و خونه موندن ادم رو دپرس میکنه ممنون . همه میگن دختر شده برو کوتاه کن . امان از حرف مردم هرچقدر میخوای بی اهمیت باشی نمیشه
مامان گل پسر
22 فروردین 94 16:32
سلام عزیزم.. خوبی؟ رادوین خوبه؟ مرسی از مطالب خوبت.. مگه جشن بای بای پوشک هم داریم؟ به این قضیه ، حواسم نبود!!!! وگرنه ، شب جمعه که جشن مادر و جشن 34 ماهگی ساتیار رو داشتیم، اینم بهش اضافه میکردم.. به یه تیر سه نشون ساتیار که تازگی ها خیلی حساس شده ، شش دانگ حواسمون هست که بهانه دستش نیاد و الکی گریه نکنه.. سر یه چیزای بیخود اذیت میکنه. مثلا میگه آب بده. اگه خودم از توی بطری آب بریزم توی لیوان و بدم دستش، بدش میاد و گریه میکنه میگه خودم می خواستم آب بریزم. خلاصه، بهانه های الکیه الکی.. به هرحال خدا قوت.. انشاءالله این مرحله ی سنی شون رو هم به خوبی پشت سر بذاریم..
رومینا
پاسخ
خواهش میکنم دوست عزیزم گاهی اوقات رادوین هم همینطوره ما مجبوریم که مطیع باشیم و هرچی رادوین میگه رو گوش بدیم تا از اون لجاجتش کم بشه
ملیحه
22 فروردین 94 17:29
عزیزم همیشه شاد باشی
رومینا
پاسخ
مامان رویا
23 فروردین 94 9:48
آفرين به رادوين جون با احساس و دوست داشتني كه اين مرحله را هم با موفقيت پشت سر گذاشت...
رومینا
پاسخ
تاپ
24 فروردین 94 9:07
برایه خرید تاپ و تي شرت هایه خوشگل پسرانه و دخترانه از فروشگاه ما دیدن نمایید: http://ninitavalod.mihanblog.com
مامان مهراد
24 فروردین 94 13:47
سلام . به به بازم بزن و بکوبه... مبارک باشه این پیشرفت آقا پسملی که یه قدم به سمت مرد شدن جلو رفته. وای چه آشپز خونه درهمی. امیدوارم که کمک برای تمیز کردن اومده باشه.
رومینا
پاسخ
اره واقعا اون روز خیلی تو تمیز کردن خونه خسته شدم
مامان مهری
24 فروردین 94 13:50
وای خلاص شدن از این پوشک یه حالی میده که نگو.... البته تا چندین ماه احتمال آبیاری گل های فرش هاتون خیلی زیاده .... الان دیگه رادوین کامل خبر میده؟ مهراد که تا دقیقه نود خودش رو نگه میداره. وقتی میریم دستشویی میگه داره میریزه.....
رومینا
پاسخ
خیلی راحت شدم مهری جون هر از گاهی پیش میاد که دست گل اب میده . ولی خیلی کم پیش میاد
مامان کیان کوچولو
25 فروردین 94 14:30
لطفا خصوصی
kosar
25 فروردین 94 21:30
سلام خاله جونم.چه وب نازی دارید.!!! وکوشولوتونم به خودم رفته چون هم سفیده وهم نازه وبانمک. اگه به وب من سربزنید خوشحال میشوم .ازتون کلی سپاس گزارم.
رومینا
پاسخ
آویسا
26 فروردین 94 13:12
آفرین به این مادرو پسر با احساس
رومینا
پاسخ
قربونت عزیزم
مامان طاها و رها
26 فروردین 94 19:01
یا لطیف دل آدم …چه گرم می شود گاهی ساده… به یک دلخوشی کوچک… به یک احوالپرسی ساده… به یک دلداری کوتاه … به یک "تکان سر"…یعنی…تو را می فهمم…
رومینا
پاسخ
چه متن زیبایی
مامان
28 فروردین 94 23:32
افرین به گل پسر که از پوشک راحت شد. رومینا جونم خصوصی داری.
رومینا
پاسخ
ممنون عزیزم بله
کیان
29 فروردین 94 12:05
هوررررررراااااااااااااااااااااااااااااا به افتخار رادوین هوراااااااااااااااااااااااا به افتخار رادوین که دیگه بزرگ شده و نیازی به پوشک نداره خاله تو خدا رحم کنید دهنمون آب میوفته وقتی اون سفره های رنگین رو که خیلی باسلیقه چیده شده می بینیم به به به راستی روزتونم هم با تاخیر مبارک
رومینا
پاسخ
ممنون سمیه جونم اره دیگه راحت شدم خیلی .
مامان ملی و کوروش
30 فروردین 94 8:39
مبارکه عزیز دلم مامانی دلم براتون تنگ شده خیلی کاش نزدیک هم بودیم
رومینا
پاسخ
همیشه به یادتون هستیم
مینا حسینی
30 فروردین 94 17:29
واییییییییییی مبارک رادوین جون دیگه کلی راحت شدی انقده خوبه خسته نباشی دوست من و سال نو هم مبارک با ارزوی بهترینها براتون دوستم
رومینا
پاسخ
فدات بشم عزیزم ممنون که همیشه با نظرهای گرمت ما رو همراهی میکنی
پانیذ
31 فروردین 94 13:04
عزززززززززززززیزم مبارک باشه. پسرمون دیگه آقا شده. ان شاالله تمام مراحل زندگی رو با موفقیت پشت سر بذاره. یه ماچ آبدارش بکن با اون موهای با نمکش که بلند شده و بهش خیلی میاد.
رومینا
پاسخ
ممنون پانیذ عزیزم
انسیه
2 اردیبهشت 94 15:57
سلام دوستم دلم براتون تنگ شده بود خیلی زیاد.محمدپارسا وروجک نمیذاره بشینم پای کامپیوتر، ... دیگه تند تند میام سر میزنم بهت رومینا جوووووون رادوینم مو ببوس از طرفم ماشالا خیلی بزرگ شده
رومینا
پاسخ
سلاااااااااااااااااااام دوست خوبم خوبی کجاهایی باور کن خیلی وقته نیومدی وب قربونش بشم که دیگه اقایی واسه خودش خوشحالم که اومدی به ما سر زدی عزیزم